گفتگو

دوست دارم اولین مخاطب پادکست من حضرت موسی باشد

متون کمی در مورد حضرت موسی (ع) وجود دارد و من تلاش کردم با نوشتن متن این پادکست، شرایطی را توصیف کنم که برخی از زوایای مبهم زندگی ایشان را روشن کند.

 

آکادمی زیتون: این ضرب‌المثل برای خیلی از ما آشناست که «شنیدن کی بود مانند دیدن» اما خیلی وقت‌ها عکس این قضیه جذاب‌تر است و واقعاً شنیدن چه بسا بیشتر و بهتر از دیدن، شگفتی‌های یک واقعیت دیدنی را برای شنونده روایت می‌کند.

پادکست «نیوفلدر» به گفته خالق آن روایت یک مکرر همیشگی اما تازه است؛ ماجرای کارزار حضرت حسین بن علی (ع) در صحرای کربلا که این بار قرار است برای انسان‌هایی بازگو شود که کاملاً با فضای دین و عقیده و همنشینی های مذهبی ما ایرانی‌ها غریبه هستند و «یاسین حجازی» برای نگارش این متون تلاش کرده است از ادبیات بین‌الملل وام بگیرد تا خود را به سلیقه مخاطب دور و آن سوی مرزها نزدیک کند.

نیوفلدر سال 97 متولد شده و ادامه یافته تا اکنون و انگار قرار است این پوشه نو، همچنان نو و تازه باقی بماند با داستان‌های بدیعی که تراوش ذهن‌های خلاق و بعضاً جوان است. یکی از عرصه‌هایی که به بروز و ظهور این استعدادها کمک کرده؛ کارگاه « نیوفلدر » آکادمی زیتون است که قریب به یک سال میزبان جمع زیادی از جوانان و علاقه‌مندان بوده و  حالا بعد از سپری شدن دو دوره از این کارگاه‌ها، خوشبختانه تلاش هنرجویان نتیجه داده و قرار است به‌زودی شاهد رونمایی از سه متن پادکست از مجموعه پادکست نیوفولدر باشیم.

«مجتبی صحتی» یکی از هنرجویان دوره اول کارگاه نیوفلدر و البته نویسنده یکی از این سه متن است. جوانی که علیرغم جوانی و سن کم، دنیایی از تجربه را با خود همراه دارد؛ روانشناسی خوانده، علاقه زیادی به نوشتن دارد و یک‌بخشی از کارنامه‌اش هم با دوربین و صحنه و نور و فیلم‌نامه و قاب تلویزیون گره خورده است.

موضوعی که صحتی برای نوشتن متن پادکست انتخاب کرده به نوعی نقطه مشترک سیدالشهدا (ع) و حضرت موسی (ع) است و آن تمسک به آیه 21 سوره مبارکه قصص است با این عبارت که « فَخَرَجَ مِنْها خائِفاً یَتَرَقَّبُ قالَ رَبِّ نَجِّنی مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمینَ». جمله ای که عیناً دو شخصیت بزرگ در دو مقطع تاریخی بیان کرده‌اند؛ یک‌بار توسط پیغمبری که قتلی انجام داده است، می‌خواهد از شهر بگریزد و بعد از 18 سال دوباره برمی‌گردد برای نجات قومش و یک‌بار هم  پیغمبرزاده‌ای این عبارت را بر زبان می‌آورد، بدون اینکه کاری کند  این آیه را می‌خواند و از شهر فرار می‌کند و 163 روز بعد کشته می‌شود

این نویسنده جوان معتقد است طرح انتخابی در ظاهر تنها یک عبارت یک‌خطی است اما گذشته از اصل موضوع که آیا نفس فرار در خصوص سیدالشهدا (ع) صدق می‌کند یا خیر؟ و بحث‌های فراوانی که در این خصوص صورت گرفته، متن پیشنهادی هم از آغاز فرآیند کار تا امروز که نزدیک به مراحل پایانی کار است،  چندین بار نوشته و بازنویسی شده و در فضای کارگاه بارها به چالش کشیده شده است.

در مورد داستان انبیا به‌ویژه موسای نبی با کمبود منابع تاریخی مواجهیم

مجتبی صحتی در خصوص چرایی تعدد این بازنویسی‌ها و احیاناً مشکلات یا موانع تولید و انتشار پادکست هم این‌طور توضیح داد که برای برخی قسمت‌ها منابع تاریخی نداریم و اینکه رویکرد کارگاه؛ التزام به متن منابع موثق یعنی مصحف شریف قرآن و عهد عتیق بوده است. ضمن اینکه داستان حضرت موسی (ع) در کتاب عهد عتیق در دو فصل خلاصه شده و در قران نیز آیات کمی در این خصوص آمده است و همین امر باعث می‌شود از طرفی شائبه تخیلی شدن داستان پیش بیاید  و از سوی دیگر با ریسک دچار شدن به متون خشک تاریخی مواجه شویم. مجموع این عوامل و حساسیت ویژه استاد حجازی در خصوص متن‌ها باعث شده چندین بار متن در فرایند ویرایش و رفت‌وبرگشت قرار بگیرد  و به قول خود استاد فعلاً پشت در اتاق تولید مانده است!

وی البته تأکید کرد علاوه بر این متن قرآن و عهد عتیق، کتاب‌های تفسیری و تاریخی، همچنین رجوع به سخنرانان مورد اعتماد و کارشناسان مسائل قرآنی از دیگر منابعی بود که برای نگارش متن این پادکست استفاده کرده‌ام ضمن اینکه علیرغم تحریفی بودن آثار سینمایی هالیوود در خصوص حضرت موسی (ع)، اما برای وسیع‌تر شدن دایره اطلاعاتم به آثار سینمایی زیادی مراجعه کردم.

دوست دارم اولین مخاطب پادکست من حضرت موسی باشد

اما نکته‌ای که در خلال صحبت‌های این نویسنده جوان خودنمایی می‌کرد؛ رضایت نسبی وی از سوژه انتخابی و متن پادکست بود.

وی در پاسخ به این سؤال که آیا در مواجهه فرضی با سوژه اصلی پادکست، متن خود را قابل دفاع می‌داند چنین پاسخ داد که هدف من از نگارش متن این بوده است که خواننده دچار یک کلافگی ذهنی شده و یک سؤال برایش پیش بیاید و او را درگیر متن کند. من فکر می‌کنم دقیق‌ترین کار ممکن را برای متن انجام دادم ولی این احتمال هم وجود دارد به مذاق بسیاری خوش نیاید و عده کمی بپذیرند و این به نیوفولدر ضربه بزند.

با این وجود به‌واسطه علاقه خاصی که از دوران کودکی به حضرت موسی (ع) داشتم، تمام تلاش خود را مصروف شبهه زدایی از ایشان کردم. در واقع این یک پارادوکس است که خداوندی که عادل است چگونه ممکن است فردی که به ظاهر مرتکب قتل شده را به پیامبری قومی برگزیند، این شبهه بزرگی بود و من در این پادکست شرایط را به گونه‌ای توصیف کرده‌ام که مخاطب با شنیدن آن متوجه متن می‌شود و حق را به حضرت موسی می‌دهد.

از این جهت خیلی دوست دارم اولین مخاطب پادکست من خود موسای نبی باشد و در قیامت مرا در آغوش بگیرد و تلاشی که برای ابهام‌زدایی برای این شبهه داشته‌ام را پذیرا باشد.

مجتبی صحتی در بخش پایانی سخنانش علت موفقیت نیوفلدر را در منطقی بودن متن دانست و تأکید کرد: نیوفلدر بیشتر شبیه یک گفتگوی دونفره است و نمی‌توان آن را از جنس روضه‌های مرسوم دانست. این پادکست از داستان عاشورا به گونه‌ای روایت می‌کند که ذهن شنونده با آن درگیر می‌شود و مخاطب بعد از شنیدن آن  به حال خود رها نمی‌شود. دغدغه مند بودن متن و نویسنده آن؛ راز موفقیت نیوفلدر است  و هرگاه متنی از جنس دغدغه مند باشد، بی‌تردید مخاطب را هم دغدغه مند می‌کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *